سامانههای نشاط و اشتغال
در بحث تفریح نشاط و شادابی و ایجاد امنیت سرمایهگذاری در موضوع جذب توریست که منجر به رشد و توسعه شهرها و جهان شهرها میشود. شاید کشور امارات در منطقه آسیا و خاورمیانه یکی از شاخصها باشد.
در بدو امر اگر به کشور امارات در دهههای هفتاد و هشتاد نگاهی داشته باشیم، خواهیم یافت که در آن زمان کشور امارات بخصوص دبی به خور و منطقهبندی خود متکی بود و با جمعیت کم و دارائی بسیار ناچیز از کشورهای فقیر آن زمان بشمار میرفت و با صادرات مختصر نفتی علیرغم موقعیت خوب جغرافیایی هیچ زمینه سرمایهگذاری در آن یافت نمیشد..jpg)
بعد از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه کشور عزیزمان ایران و مشکلات تخلیه و بارگیری کالا در بنادر اصلی ایران یعنی بندر خرمشهر و امام خمینی(ره) و سپس تحریمهایی که علیه کشتیهای ایرانی اعمال شد. بازرگانان ایرانی به تخلیه و بارگیری صادرات و واردات از بنادر کشور امارات علیالخصوص بندر دبی روی آوردند.
نکته مهم جهت درک بهتر این تمایل این است که به دلایل تاریخی اکثر بازرگانان حاکم بر تجارت کشورهای حاشیه خلیج فارس علیالخصوص بحرین، امارات و کویت را بازرگانان ایرانی تشکیل میدادند. و انتهای راه ابریشم خشکی که بر بندر خرمشهر ختم میشود. اول حرکت و حمل و نقل دریایی در خلیج فارس را باعث میشد. و این ظرفیت تجارت در مسیر خشکی راه ابریشم منتهی به خرمشهر که از قلب کشور و از شهرهای تاریخی ایران عبور کرده و شمال شرق، شمال، مرکز و غرب ایران را پوشش میداد. هزاران سال مرکز تجارت آسیای شرقی، مرکزی و خاورمیانه محسوب میشد.
بعد از نفوذ انگلیس و کشورهای استعماری این مسیر در کنترل کشورهای صنعتی اروپایی علیالخصوص انگلیس قرار گرفت.
البته طی تاریخ رنسانس اروپایی و افول قدرت مرکزی در کشور ایران کشورهای دیگری نیز در نقشهای استعمارگر در خاک و منطقه خاورمیانه و ایران پای گذاشته و نقش تفکیک خاک کشور ایران را بازی کردند ولی نقش روسیه در شمال و تفکیک اراضی مهم و استراتژیک قفقاز در شمال غرب ایران که ارتباط کشورمان را از دریای سیاه باعث و در شرق که ارتباط ایران با دریاچه اورال را از ایران جدا کرد و منطقه دریایی قزوین (یا دریای خزر) را در ایران محدود و کشتیرانی را از ایران منع کرد و میبایست در یاد و خاطر آورد.
به هر ترتیب در انتهای حکومت ننگین قاجار کشور ما محدود به سواحل فعلی ایران شد. البته رشادتهای سرداران ایرانی در دوره صفوی جهت بازپسگیری بندرعباس و بخشی از جزایر خلیج فارس را ازکشور دریایی آنزمان پرتقال نباید از یاد بردکه اگر این رشادتها نبود، امروز بندرعباس و جزایر 22گانه ایرانی در خلیج فارش شاید همگی متعلق به کشورهای پرتغال و انگلستان میبود تا ایران.
در ادامه میبایست یادآوری شود در دوره ستمشاهی پهلوی نیز انگلستان در فروپاشی اقتدار ایران سعی و تلاش بسیار نمود. در اواخر قرن نوزدهم با اکتشاف نفت در خوزستان و مسجدسلیمان، کشور و دولت انگلستان در اجرای حاکمیت و تثبیت اقتدار خود در خوزستان و جنوب ایران تلاش بسیاری نمود.
او که خود را وارث دولت عثمانی کرده و مبادرت به تقسیم کشور عثمانی به کشورهای عربی فعلی کرده بود به غنایم این تقسیم در کشورهای عراق، کویت، عربستان، اردن، سوریه و ترکیه و فلسطین فعلی نمیدانست و جداسازی بحرین و خوزستان را در دستور کار خود قرار داد و با تخصیص چندهزار لیر انگلیس در برداشت چند ده ساله از حوزه نفت خوزستان به دولت قاجار نسبت به تحکیم حکومت خود در خوزستان مبادرت گماشت.
رضا پهلوی به دلیل نه شاید وطنپرستی و بلکه به دلیل نشاندادن اراده و عزم خود در سفری تاریخی به خوزستان در ابتدای سال 1303 و با تثبیت خوزستان و پاکسازی قیامهای بختیاری و شیخ غزل دستنشانده انگلیسیها در تثبیت خوزستان به عنوان بخشی از خاک ایران نقش مهمی را ایفا نمود.
و این خود باعث خلع حکومت قاجار و تثبیت حاکمیت و آغاز سلسله پهلوی در ایران شد.
به هر ترتیب حرکات و نقشهای انگلیس در تقسیم و تامین منافع درازمدت خود در منطقه خاورمیانه و ایران بر کسی پوشیده نیست.
بعد از شکست آلمان و حاکمیت دول غربی و کودتای آمریکایی 28 مرداد و تضعیف حکومت مرکزی انگلیس درنقش استعماری، آمریکاییها با تثبیت ژانداری محمدرضا پهلوی نسبت به تامین اقتدار مجدد ایران گام برداشته و درکنار انگلستان که نقش همیشگی حفظ منافع درازمدت خود را پیگیر میباشد شاه ایران را مسئول حفظ منافع خود کرده و دولتهای عربی را در نهایت فقر و سرسپردگی حفظ نمودند.
این حاکمیت پوشالی شاه بر خلیج فارس مانع سرمایهگذاری آمریکاییها و دولتهای غربی در دیگر کشورهای خلیج فارس شده و تنها تجارت و بازرگانی به دست ایرانی و ایرانیان بود.
و دولتهای دست نشانده عربی نیز تنها به حفظ خود و اصلاحات قبلهای در منطقه تلاش مینمودند.
در اتحاد پنجگانهای که در دهه هفتاد واقع شد. دولت امارات متحده عربی با پنج شیخنشین شکل گرفته و ابوظبی با 80% خاک کل کشور حاکم این شیخنشینها و مرکز و پایگاه انگلستان شد. درتقسیم منافع خلیجفارس سهم انگلستان شد کشورهای عمان، امارات، بحرین و کویت و شاید بخشی هم قطر و ایران، عراق و عربستان سهم شرکتهای نفتی و سرمایهگذاری امریکایی قرار گرفت. در پی انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت و جمهوری اسلامی به رهبری زعیم و بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی(ره) دولتهای غربی بسرعت سرمایهگذاری و توجه خود را به کشورهای دیگر خلیج فارس و حتی پاکستان در دهانه اقیانوس هند و دریای عمان معطوف نموده و در پی کاهش نقش و تجارت و بازرگانی ایران گام نهادند.
توسعه نقش کشورهای غربی در کشورهای عربی و توسعه تجارت باعث تضعیف هر چه بیشتر نقش و تجارت ایران و منافع ایران گردید.
بعد از این توجه و استقرار حاکمیت مجدد انگلیسیها و امریکاییها در کشورهای اتحادیه عرب و پیمان و شورای همکاری خلیج فارس و تضعیف حاکمیت ایران در خلیج فارس رشد کشورهای عربی آغاز گردید.
رشدی که امروزه با زیربنای تضعیف دائمی ایران و حاکمیت تاریخی ایران در این صفحه دریایی مهم و استراتژیک خلیج فارس همراه بوده است. از نشانههای این تغییر روش تعطیلی پتروشیمی ایران ژاپن که بزرگترین پتروشیمی آنزمان بود و تقویت شرکتهای نفتی کشورهای عربی در برداشت نفت و رقابت با تولید و صادرات ایران علیالخصوص عربستان و قطر توسعه پارس جنوبی درکشور قطر و همه حوزههای نفتی کشورهای عربی با ایران که بصورت مشترک بوده و امروزه شاید قطریها بیشاز 20میلیارد دلار بیشتر از سهم ایران برداشت نمودهاند را میتوان بهعنوان گوشهای از این توطئه جهانی غرب علیه ایران دانست.
تخمین منابع و ذخایره دریایی و خشکی نفتی در خلیج فارس بالغ بر 3000 میلیارد بشکه نفت است. بزرگترین ذخیره کشف شده گازی جهان در آن و روزانه بالغ در 35 میلیون بشکه نفت را در برنامه صادرات خود دارد. یعنی بزرگترین ذخیره صادرات نفتی جهان در یک محیط محدود و در اطراف یک خلیج 200 کیلومتری، به هر ترتیب توسعه برداشت از منابع نفتی آن هم منابع مشترک بین ایران کشورهای خلیج فارس یکی از دستمایههای تضعیف برداشت نفت و قدرتسازی جدید کشورهای غربی قرار گرفت.
کشور عزیز ایران با کشورهای کویت، عربستان، بحرین، قطر و امارات ذخایر نفتی و گازی مشترک دارد. ولی میزان برداشت نفت از این منابع مشترک همیشه توسط کشورهای عربی بدلیل همکاری تکنولوژی و مالی و سودآور غربی در کشورهای عربی بیشتر بوده و منافع ارزی ایران هر روز به نفع کشورهای عربی در حال پایمال شدن و تضعیف میباشد.
ولی این تضعیف تنها در منابع نفتی برنامهریزی نشده است و کشورهای غربی در پی منافع خود در همه زمینهها میباشند. تجارت حداقلی 1% ایران در سهم تجارت جهانی و همسایگی کشورهایی که راه دریایی مطمئن به جز ایران ندارند پایه و ظرفیتساز دیگری است که باعث تقویت حضور و استفاده بیشتر غربیها در کشورهای حاشیه خلیج فارس میباشد.
درکنار این غارت منافع تاریخی ایران در منطقه خلیج فارس تدبیری دیگر نیز شکل گرفت. تعریف جدیدی از غارت و واگرایی در نظام اجتماعی ایران برنامهریزی شد. ایرانیانی که سابقه قدیمی سفر و تردد در کشورهای دیگر خلیج فارس به عنوان مرکز تجارت و تبادل کالا را دنبال میکردند را میبایست به دیگر ظواهر فریب داده و متوجه کرد و بتوان با واگرائی داخلی موجبات هزینه کردهای دیگر را فراهم کرد.
البته این تدبیر جهت سرمایهگذاری سنگین چندصدمیلیارد دلاری کافی نبود.
استراتژی تفریح و جذب گردشگر جهت همه کشورهای همسایه و کشورهای غربی دستمایه اقدامات قرن جدید و هزاره سوم در کشورهای عربی علیالخصوص امارات و به ویژه دبی شد.
به رغم آب و هوایی نامطلوب با نمایش برجهای شیک و جزایر مصنوعی در آبهایی که با سنگ و خاک ایران ساخته شد. موجبات جذب سرمایهگذاریهای متعدد گردشگری در کشور امارات فراهم و با تامین ویزا و اقامتهای مادامالعمر اقدام جدیدی در فراهم کردن جمعیت ساکن بعمل آمد.
کشوری که با جمعیت زیر یک میلیون نفر ادعای حاکمیت و ریاست خلیج فارس و تنگه هرمز را میکرد. میبایست با یک برنامهریزی درازمدت بتواند پول و منابع مالی و توریست خود را از دل منابع ایرانیان و دیگر کشورها فراهم کند.
برنامه جذب توریست تا سال 2020 و تعیین سقف 20 میلیون نفر در سال کشور امارات ودبی نقش زده و تعیین گردید و این برنامه علیرغم فراز و نشیبهای مالی و اقتصادی دنیای غربی بصورت جدی در حال پیگیری میباشد.
نقش غرب در این برنامهریزی نقش اول و جایگاه آن هم در رقابت با وضعیت مطلوب آب و هوایی و گستره تاریخی ایران نقش و تضعیف ایران و تقویت کشورهای عربی میباشد.
و متاسفانه کوتاهی و بیبرنامهگیهای جذب گردشگر در کشور ما این نقش را در کشورهای عربی غنیتر و پرمایهتر کرده است.
از 12 مظهر تمدنی که در جهان خاکی به یادگار مانده سه نقش آن در ایران است. در حالی که 40 درجه اختلاف دما و 4000 متر اختلاف سطح و آب و هوای متفاوت در ایران حاکم است. نقش این تفاوت با ساخت و سازهای مصنوعی در کشور امارات مایه جذب توریستهای متعدد ایرانی و خارجی شده بصورتی که در بسیاری از مراکز خرید تاجر و خریدار به فارس صحبت کرده و تجارت مینمایند.
در کنار ساختمانهای تجاری و مراکز متعدد گردشگری در کشور امارات علیالخصوص دبی که به فرصت همزمانی اسکی روی برف و جتاسکی را در ساخل خلیج فارس و جزایر مصنوعی فراهم میکند، ظرفیتهای دیگری بصورت ویژه برنامهریزی شده و میشود گفت در این کشور بدون رودخانه و جنگل و بدون اماکن تاریخی بصورت مصنوعی و غیرقابل باوری از همه ظرفیتها و تکنولوژیهای روز دنیا بهرهبرداری شده تا هم اوقات خوشی جهت گردشگران فراهم کند و هم زیرساخت سامانههای نشاط و شادابی را جهت اتباع بومی به ارمغان بیاورد.
شاید بدون ایجاد اعتقاد در صنعت جذب گردشگری و توریست امروز دبی هر برنامه دیگر را جهت توسعه خود پیشبینی میکرد، به این نتایج نمیرسید. ساخت و سازهای متعدد با سرمایههای مستقیم خارجی و برنامه جذب توریست، شهر دبی را به یک شهر جهانی با تکمیل به سرعت زیرساختهای مناسب جهانی شدن نزدیک و نزدیکتر مینماید.
درست است که مشکلات اقتصادی در جهان و کندی حرکت جذب سرمایه اتفاق افتاده ولی این باعث تغییر روش و نگرش مدیران و دستاندرکاران این کشور نشده و سرعت رشد و توسعه و تامین زیرساختها غیرقابل باور میباشد.
درسریعترین زمان ممکن فرودگاه دبی رو به توسعه و پیشرفت گذاشت بصورتی که بزرگترین فریشاب Fere shop جهان با بالاترین ترنور مالی را در میان همه فرودگاههای جهان به خود اختصاص داده است.
میزان ترانزیت مسافر در فرودگاه دبی از همه فرودگاههای جهان بیشتر شده و به دروازه غرب، شرق و شمال و جنوب جهانی تبدیل شده است.
شرکت هواپیمایی امارات امروز به 140 پایتخت و شهر جهانی پرواز داشته و به یکی از پرترددترین و سودآورترین خطوط هوایی جهان تبدیل و امروز پیشرفتهترین هواپیماهای جهان ازجمله ایرباس 380 را هم در خطوط خود به خدمت گرفته است.
زیرساختهای متعدد در جذب توریست و ایجاد رفاه اجتماعی در همه جای دبی قابل دیدن است. طی ده سال گذشته وقتی کارگران خدماتی را مشاهده میکردیم، مشاهده میشد که توسط بدترین وسایل حمل و نقل شهری جابجا میشوند و وضعیت معیشت و سکونت را در بدترین شکل ممکن مشاهده میکردیم.
امروزه ایستگاه اتوبوس با کولر مجهز و اتوبوسهای BRT در مدرنترین شکل ممکن جابجایی مسافرین را انجام میدهند.
مترو دبی روزانه بالای یک میلیون نفر را جابجا میکند.
این جابجایی نه فقط جهت اقشار متوسط است بلکه جهت همان کارگران خدماتی فقیر نیز میباشد.
اتصال مطلوب همه نقاط شهری از مراکز فرودگاهی و تجاری گرفته تا نقاط گردشگری و بنادر و لنگرگاهها با حمل و نقلهای مناسب شهری، وجود شبکه معابر چند سطحی و تقاطعهای غیرهمسطح در تامین سرعت و حرکت مناسب بسیار راهگشا بوده و حمل و نقل دبی را به یکی از بهترین و شاخصترینها در نوع خود کرده است.
البته درعین اینکه شبکه مناسب حمل و نقلی و هوشمند و بسترهای پیشرفته حمل و نقل بنا شده هنوز ترافیک بصورت مشکی در قلب شهر خودنمایی میکند.
شاید اگر هوا مطلوبتر بود و زیرساختهای پیاده و دوچرخه نیز به این زیرساختهای موجود اضافه میشد، آنوقت میتوانستیم ادعاد کنیم که دبی یکی از جهان شهرها با زیرساخت حرکتهای مناسب ترافیکی است.
حذف حرکت پیاده و دوچرخه یکی از معضلات ترافیکی است باتوجه به اینکه ضریب اشغال خودروی سواری تقریباً یکنفر در هر خودروی سواری میباشد و این یکی از معضلات پیشبینی نشده ترافیک شهر بوده که البته راهحلهایی هم دارد.
در این راستا قطعاً میبایست عبرتی باشد جهت تهران و دیگر کلانشهرهای کشورمان که اگر در کنار برنامهریزی ترافیکی در توسعه شهری حتماً میبایست کار حرکت پیاده و دوچرخه را در کنار خودروی سواری پیشبینی کنند با حداقل توسعه معابر و هزینههای عمرانی میتوانند به بهترین راندمان حرکتها دست یابند. شهرهایی چون اصفهان و یزد که عموماً در سوابق خود حتی تا حد 25% از حمل و نقل به دوچرخه و پیاده اختصاص داده چرا نمیبایست امروز به این مهم توجه کنند و افتخار خود را در توسعه شبکههای پرهزینه معابر جاده و خیابانی معطوف نمایند.
طی سفر تحقیقاتی که به دبی و کشور امارات داشتم از سه مرکز تفریحی ویژه در امارات دیدن کردم.
مرکز تفریحات ورزشی و آبی در راسالخیمه مرکز فراری در ابوظبی و مرکز تفریحات بیابانی و بیاباننوردی دردبی.
این سه مرکز برای تفریح و جذب توریست و ایجاد سامانههای بانشاط شهری در امارات برنامهریزی و اجراء شده است. نقطه جالب این است که این مراکز را در روزهای تعطیلی امارات بازدید کردم اکثراً مردم شهرهای همجوار و دیگر ایالتهای امارات بودند. در مرکز تفریحات آبی همه خانمها و یا اکثراً با پوشش کاملاً اسلامی و مایوهای زنانهای که پیشبینی شده بود با خانواده درحال تفریح بودند. جالب بود که هم تفریح را میکردند و هم رعایت مسائل شرعی را داشتند. مرکز رأسالخیمه در یکی از ایالتهای مذهبی و تقریباً با توریستهای کمتری نسبتبه دبی و ابوظبی مواجه میباشد. شهر کاملاً در بافت قدیمی خود بوده و سالهای دهه 90 دبی را بخاطر میآورد. البته این شیخنشین هم بیکار نبوده و در حال ساخت شهر جدید میباشد. ولی کارهایی که در شهر آبی خود کرده جهت اوقات فراغت مردم و ایجاد نشاط وافر جهت خانواده بسیار موثر بوده و هم اقشار مردم را به طرف خود جلب میکند. یکیاز جالبترین زمینهای ورزشی با آب جهت فوتبال چمن آبی است که جوانان را بسیار متوجه و علاقهمند کرده و بسیار خسته و بهترین فرصت جهت تفریح و ورزش توأم جهت جوانان فراهم کرده است در ظرفیتهای شهری و استانی بسیار مؤثر است ازطرفی اوقات فراغت را با ورزشهای مفید آبی همراه کرده و جسارت و شجاعت را به جمع خانواده با سرسرههای بسیار بلند خوب فراهم مینماید و هم فرصت با هم بودن خانوادهها را و همچنین دوستان و جوانان را فراهم مینماید. جالبترین بخشها هرچه که بود جهت همه اقشار سنی بود و همه را منتفع میکرد.
در مجموعه فراری ابوظبی هم بهگونهای دیگر زیرساخت سامان نشاط و شادمانی و ایجاد جسارت و شجاعت را پایهگذاری شده دیدیم. جالب است همه جمعیت امارات از شهر مشهد کمتر است و میزان توریست آن هم از مشهد شاید کمتر باشد.
یعنی مشهد با سالی 15 میلیون توریست و بیش از دو میلیون جمعیت و آب و هوایی بسیار مطلوبتر و شرایط مطلوب سرمایهگذاری به جهت عشق و اعتقاد مردم به زیارت مشهد مقدس واقعاً مستعد اینچنین سرمایهگذاریهایی میباشد. یک پارک آبی در مشهد برای دو شیفت بانوان و آقایان بهصورتی است که در همه ایام موجب ماندگاری زائرین شهر مقدس مشهد شده است. اگر این ترکیبهای تفریح و نشاط و سامانههای تفریحات ورزشی در همه کلانشهر و شهرهای مرکز استان راهاندازی شوند قطعاً بهعنوان بهترین سامانههای نشاط و ورزش و تفریح بصورت مؤثر موجبات تقویت روحیه مردم شده و قطعاً حجم بسیاری اشتغال فراهم خواهند کرد.
مرکز فراری ابوظبی با سرمایهگذاری خارجی شکل گرفته و منافع مشترک آن باعث این سرمایهگذاری شده.
سرمایهگذاری مستقیم خارجی علیالخصوص دربحث جذب توریست، تضمینترین نوع سرمایهگذاری درنوع خودش میباشد و این فرصتی است که میبایست ایجاد کرد تا اگر افراد ناآشنا را به ایران نتوانیم جذب سرمایهگذاری در کشورمان کنیم حداقل جلوی خروج سرمایههای ایرانیان را گرفته و سرمایه ایرانیان خارج از کشور را به ایران مجددا برگردانیم. طی بررسی انجام شده متوجه شدم امارات علیالخصوص ابوظبی که 80% مساحت کشور امارات را دارد. نزدیک به یک هزار میلیارد دلار ارزش داراییهایش میشود.
این کشور الان قدرتمندترین کشور جهان بهلحاظ اقتصادی میباشد. هنوز بدنبال جذب سرمایهگذار خارجی است و توریست را در اولویت سرمایهگذاریهای خودش قرار داده است.
توریست یعنی اشتغال، پول و سرمایه و رفاه و امنیت و شادابی و نشاط. در کشوری با این چنین آب و هوا با ایدهای که حاکمین داشتهاند یعنی اینکه بهجای هزینه کردن پول مردممان در خارج کاری خواهیم کرد که دیگران پولشان را در امارات هزینه کنند و برنامه جذب 20 میلیون توریست را در اولویتهای خود قرار داده و امروزه منافع آن را هم استفاده مینمایند.
آخرین محلی که بازدید شد صحرای نزدیک عمان در کشور امارات بود. دهها خوروی کمکدار مخصوص و متعلق به شرکتهای گردشگری در شنزارهای بیآب و علف با حرکات ویژه به بالا و پائین و طی شیبهای متعدد موجبات سرگرمی افراد را فراهم کرده بودند. دیدن این بیابان با کویرهای متعدد ایران را که در نزدیکی کلانشهرهای اهواز ـ اصفهان ـ تهران و قم میتوان براحتی با حداقل سرمایهگذاری بهعنوان یک بخش جذاب و جاذب در گردشگری و ایجاد سامانههای پرنشاط بهلحاظ استفاده از انواع وسایل موتورسیکلت ـ موتورسیکلتهای چهارچرخ ـ انواع خودروهای کمکدار و انواع سیستمهای پروازی و دیگر اقدامات مناسب در ایران اجراء کرده و استفاده نمود. در مجموع فرهنگ حاکم بر ایجاد فرصتهای بانشاط در کشورهایی که بازدید شده برمبنای ایجاد اوقات فراغت وجذب حداکثر توریست بوده و اگر کسی یا کسانی از این فرصتها اعمال خلاف عرف بهرهبرداری میکنند در هر جایی این خلاف ممکن است اتفاق بیفتد و به دلیل اینکه ممکن است در سامانههای نشاط و غنیسازی اوقات فراغت افراد خلاف انجام دهند نمیبایست کار پرارزش توجه به پرکردن و بهره حداکثری از ظرفیتها را فراموش و یا مورد بیتوجهی قرار داد.
شاید دبی و امارات یکی از شاخصهای ویژهای باشند که در نوع خود میتوان آن را مثال زد. بدترین آب و هوا وهمچنین شرایط جغرافیایی که بعضیها میگویند امارات دو فصل دارد یک تابستان کوتاه و یک فصل جهنم طولانی درسال که در هیچ جای آن رودخانه و آب شیرینی بصورت جاری قابل استفاده نیست. کشوری با حداقل جمعیت که بعضاً تعداد افراد غیربومی در آن بیشتر از افراد بومی میباشند با تشکیل و راهاندازی ظرفیتهای عظیم گردشگری ویژهترین جذابیتهای قرن بیست و یکم را فراهم کرده بصورتی که اروپائیان در آرزوی سیاحت و تفریح و گردشگری در این کشور میباشند. در روزهایی که از محلهای یاد شده بازدید شد تصور اینکه بتوانیم از همین محلها در ایران داشته و سرمایههای ملی خود را از به هدر رفتن جلوگیری کنیم در خود مرور میکردم و نوشتن این متن را در راستای پیادهسازی آن متذکر شدم. قطعاً این سرمایهگذاریها در ایجاد اشتغال نیز بسیار مؤثر شده و میتواند اضافه بر احیاء نشاط و تفریح در میان مردم و بخصوص جوانان نقش داشته باشد باعث جذب گردشگران سالم بدون توقع خلافهای معمول گردشگری را در پی داشته باشد.
کشورهایی چون عراق با حدود یک سوم جمعیت ایران بهترین بازار کار این قبیل سرمایهگذاریها میتوانند باشد. انشاءا....
ما معمولاً در شهرها هزینههایی که درخصوص ترافیک میکنیم هزینههای جبران ندانمکاری رایج میباشد ....
پهلوگاه تاکسی ـ اتوبوس ـ ایستگاه مترو با رعایت دسترسی عمومی
پیادهراه در همه جای شهر حتی در بزرگراه شهرهایی که نقطه اتصال محلات نواحی و مناطق میباشند.
پایانههای برون شهری
پایانههای درون شهری
مراکز مهم تجاری و اداری
مدارس و ورودیهای نامناسب
پارکها و ظرفیتهای .... دسترسی و ظرفیتهایی که فقط ویژه افراد سالم حرکتی آن هم نه همه افراد با مقاطع سنی مناسب
استفاده از سیستمهای کارت بلیط مشترک
تامین سرانههای حداکثری در حملات نواحی و مناطق و گاهی ایجاد تقاضای سفر به دیگر مناطق شهری و مراکز شهرها
تخصیص منابع حمل و نقلی با کنترل هوشمند ترکیبی در همه اجزاء سیستمهای حمل و نقل شهری و بینشهری
تامین پارکینگ محلهای جهت مازاد ظرفیت خانگی پارکینگ
توجه به بنادر خشک در حومه شهرها درکنار شبکههای برونشهری و درونشهری و فرودگاههای بینالمللی و خطوط ریلی و تامین ظرفیت مناسب جهت تخلیه و بارگیری اقلام و مواد مصرفی وسرمایه که در شهرها و جهانشهرها مورد مصرف و یا در اقتصاد کار شهر موثر باشد میبایست با دیگر شبکههای حمل و نقلی مرتبط باشد. البته به میزان وسعت و شکل فضائی شهر تعیین اولویت بنادر خشک در ایجاد با نوع اصلی حمل و نقل با این شهر میباشد.
پارکینگهای طبقاتی متعدد
استفاده حداکثری از ظرفیتهای معابر بهمنظور افزایش سرعت و کارایی
استفاده از ITS
هوشمندسازی شبکه چراغها
کنترل و هماهنگ و ظرفیتسازی حمل و نقل عمومی با استفاده از BMS و مترو جهت سیستم MMS
ایجاد نقاط تبادل سفر و مراکز خرید و خدمات درابتدای مسیرهای اصلی ترافیکی قبل از ورود به مرکز شهر
تامین پارکینگهای ورودی شهرهای مراکز استان و کلانشهرها و جهانشهرها جهت خودروهای ورودی به توقفگاهها و پایانههای حومه شهری
ترکیب و سرعت بخشیدن به استفاده حداکثری از ظرفیت حمل و نقلهای مترو ـ اتوبوس ـ تاکسی و دیگر سیستمهای حمل و نقلی بدون داشتن ایده و انگیزه شبیه دیدن همیشگی فضای کویری جنوب تهران مابین شهرهای قم ـ تهران و ورامین را به یاد میآورد که با وجود جمعیت میلیونی این شهرها چه ظرفیتی را میتواند جهت گردشگری به طرف خود جذب کند.